جشنواره بین‌المللی فرهنگ اقوام، حکایتی ناگفته از آداب و رسوم و صنایع دستی است که امسال برای دوازدهمین بار در استان گلستان برگزار می‌شود.

به وسیله جشنواره بین‌المللی فرهنگ می‌توان نسل کنونی را با نسل گذشته ارتباط داد. در این جشنواره آداب، رسوم، آیین‌ها، موسیقی‌های سنتی و بازی‌های بومی محلی و صنایع دستی یادآور خاطرات کهن و یادآوری و بازآموزی به نسل جوان است.

جشنواره فرهنگ اقوام در گلستان نخستین بار در سال ۱۳۸۴ برگزار شده و پس از آن در تقویم مناسبت‌های سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور به نام استان گلستان ثبت و درج شد و امسال با توجه به استقبال بی‌سابقه مردم و مسئولان در دوره یازدهم، دوازدهمین جشنواره بین‌المللی فرهنگ اقوام نیز در دو شهر گرگان و گنبد کاووس برگزار خواهد شد.

برپایی اینگونه جشنواره‌ها وسیله‌ای برای نمایش فرهنگ، پیشینه و آداب و رسوم غنی اقوام و ملت‌ها است، چراکه فرهنگ و تاریخ اقوام نقش به‌سزایی در شکل‌گیری هویت و ارزش‌های ملی دارد.

از ۲۰ آبان لغایت ۲ آذر ماه نمایشگاه‌های بین‌المللی شهرستان گرگان و از تاریخ ۴ لغایت ۷ آذر ماه مجموعه ورزشی المپیک شهرستان گنبد کاووس میزبان برگزاری دوازدهمین جشنواره بین‌المللی فرهنگ اقوام خواهد بود.

فرهنگ و آداب اقوام ایران زمین در گلستان از ظرفیت بسیار بالایی برخوردار است که علت آن هم به تنوع بالای قومیتی در این استان برمی‌گردد. بدین ترتیب در کنار مواهب فراوان طبیعی و تاریخی و ظرفیت‌های بالای گردشگری و اقلیم‌های گوناگون ایرانی کوچک در گلستان ایجاد شده است.

در صورت فراهم شدن بستر فرهنگی و تقاضای شهرستان‌های دیگر، گوشه‌هایی از جشنواره فرهنگ اقوام در آن شهرستان‌ها توسط  سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور ایجاد می‌شود.

از جمله برنامه‌های اجرایی این جشنواره می‌توان به حضور و معرفی فرهنگ‌های مختلف ایران زمین و اجرای برنامه‌های بومی محلی شامل موسیقی آیینی اقوام، سرودهای فولکلوریک، آداب و رسوم، سوغات و… در قالب جشنواره، برپایی غرفه‌های صنایع دستی و سوغات و ایجاد سیاه چادر عشایر و اقوام مختلف و برپایی سازه‌های سنتی روستایی برای معرفی فرهنگ اصیل ایرانی و حضور کشورهای آسیای میانه، برگزاری مسابقات، برنامه‌های علمی، برگزاری تور یک روزه معرفی استان برای سفرا و خبرنگاران بین‌المللی و …  اشاره کرد.

با توجه به قرابت‌های فرهنگی، بین‌الملل و اقوام مختلف، سفرا و کارداران کشورهای آسیای میانه در این جشنواره شرکت خواهند کرد.

احیا و تداعی کردن رسوم گذشته در ذهن نسل جدید راهی برای برون‌رفت از مسایل و مشکلات فرهنگی کشور در عصر جدید و با توجه به شرایط خاص فرهنگ است.


اورزازات یک شهر کویری زیبا در جنوب مراکش است که فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی مشهور بسیاری در آن فیلمبرداری شده‌اند.

مقاله‌های مرتبط:

در اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادی، دیوید لین، کارگردان مشهور، دنبال مکانی برای ساخت فیلم بعدی‌اش لارنس عربستان می‌گشت که برای اولین بار نام شهر «اورزازات» (Ouarzazate) به گوشش خورد. این شهر کویری بزرگ که در دامنه‌ی کوه‌های بلند اطلس در جنوب مراکش واقع شده، مناظری عجیب‌وغریب و آسمانی صاف و روشن داشت و اهالی آن با غریبه‌ها رفتاری دوستانه داشتند.

شهر اورزازات مراکش

شهر اورزازات. عکس از: Valdiney Pimenta / Flickr

همه این عوامل دست به دست هم داده و این مکان را به لوکیشنی جذاب برای فیلم‌برداری فیلم‌های سینمایی که داستان‌شان در کویر می‌گذشت، تبدیل کردند. در نهایت، با اینکه دیوید لین بسیاری از صحنه‌های فیلمش را در اسپانیا فیلم‌برداری کرد، اما برخی از قسمت‌های اصلی فیلم مانند صحنه کشتار ارتش ترکیه در واقعیت، در اردن و اورزازات فیلم‌برداری شدند. 

در طول پنجاه سال گذشته، فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی بی‌شماری در مراکش و به‌ویژه در شهر اورزازات، فیلم‌برداری شده‌اند. ازجمله‌ی این فیلم‌ها می‌توان به «مردی که شاه شد» (۱۹۷۵)، «آخرین وسوسه مسیح» (۱۹۸۸)، «مومیایی» (۱۹۹۹)، «گلادیاتور» (۲۰۰۰)، «سقوط شاهین سیاه» (۲۰۰۱)، «الکساندر» (۲۰۰۴)، «بابل» (۲۰۰۶)، «اولتیماتوم بورن» (۲۰۰۷)، «شاهزاده‌ی ایرانی؛ شن‌های زمان» (۲۰۱۰)، «۱۳ ساعت» (۲۰۱۶) و بخش‌هایی از مجموعه‌های تلویزیونی «بازی تاج‌وتخت» و «فرار از زندان» اشاره کرد.

پمپ بنزینپمپ‌بنزین دکوری که در فیلم «تپه‌ها چشم دارند» (۲۰۰۶) استفاده شد. این پمپ‌بنزین، هم‌اکنون در نزدیکی شهر آگادیر در مراکش بلااستفاده رها شده است. عکس از: گیلبرت سپاکاوا

 استودیوی فیلم‌سازی «اطلس» که در حومه شهر اورزازات واقع شده، از سال ۱۹۸۳ این تولیدات را مدیریت کرده است. فیلم مشهور «جواهر نیل» با بازی مایکل داگلاس اولین فیلم تولیدی این استودیو بود. امین تازی، مدیرکل استودیوی Atlas & CLA در سال ۲۰۱۵ به خبرنگار CNN گفت:

از لحاظ منطقی، «اورزازات» شرایط بسیار خوبی دارد؛ به همه‌جا نزدیک است. هتل‌های زیادی دارد، مردم آن نیز رفتاری بسیار دوستانه داشته و با عوامل فیلم‌سازی همکاری می‌کنند.

شهر اورزازات مراکشگردشگران سوار بر شتر از  رودخانه‌ای در Ait Benhaddou، در نزدیکی اورزازات، عبور می‌کنند. عکس از: Kent MacElwee

شهر اورزازات مراکش

قلعه Taourirtدر اورزازات. عکس از: cheesewz / Flickr

علاوه بر زیبایی‌های طبیعی که در شهر اورزازات وجود دارند، استودیوی اطلس ده‌ها دکور ساختگی مانند معابد مصری مصنوعی از جنس پلی‌استیرن و کاخ‌های تبتی گچی را در اختیار فیلم‌سازان قرار می‌دهد.

شهر اورزازات مراکش 

یک معبد مصری در استودیوی فیلم‌سازی Atlas. عکس از: Elzbieta Sekowska / Shutterstock.com

حتی نشنال جئوگرافیک هم یکی از این دکورها را برای فیلم‌برداری مینی‌سریال «کشتن مسیح» استفاده کرد. بسیاری از این دکورها، در بیابان، دور از شهر و استودیو ساخته شده بودند و پس از اتمام فیلم‌برداری، عوامل پشت صحنه به‌راحتی وسایل خود را جمع می‌کردند، دکورها را همان‌جا رها کرده و می‌رفتند.

شهر اورزازات مراکش

شهر اورزازات مراکش

شهر اورزازات مراکش

 معابد در حال فرو ریختن و مکان‌های عجیب‌وغریب رومی در این شهر، هم‌اکنون برای گردشگران و فیلم‌دوستان در سراسر جهان یک جاذبه گردشگری محسوب می‌شوند.

شهر اورزازات مراکش

شهر اورزازات مراکش

دو مجسمه مصری که در استودیوی فیلم‌سازی اطلس در اورزازات قرار گرفته‌اند. عکس از: Yelo Jura / Shutterstock.com

شهر اورزازات مراکش

 کاخ کلئوپاترا در استودیوی فیلم‌سازی اطلس. عکس از: Elzbieta Sekowska / Shutterstock.com

شهر اورزازات مراکش

یک صومعه بودائی در استودیوی فیلم‌سازی اطلس که فیلم «بودای کوچک» در آن فیلم‌برداری شده است. عکس از: Lukiyanova Natalia frenta / Shutterstock.com

شهر اورزازات مراکش

تونی ریوز، نویسنده‌ی کتاب «راهنمای لوکیشن فیلم‌ها در سراسر جهان»، در خصوص کشور مراکش به خبرنگار CNN گفت:

«مراکش یکی از امن‌ترین کشورهای خاورمیانه است و مردم این کشور تمام تلاششان را می‌کنند تا با فیلمسازان حداکثر همکاری را داشته باشند.»

اگرچه فیلم‌های خارجی به طور قابل‌توجهی به اقتصاد اورزازات کمک می‌کنند، اما عادلانه نیست که بگوییم لوکیشن‌های رهاشده‌ی فیلم‌ها، تنها مکان‌های دیدنی این شهر هستند. اورزازات، شهری بسیار زیباست و در نزدیکی آن یک میراث جهانی ثبت شده در یونسکو یعنی روستای Aït Benhaddou قرار گرفته است که آن هم لوکیشنی جذاب برای فیلمسازان محسوب می‌شود.


با کانال دم، یکی از زیباترین کانال‌های کشور بلژیک که در حقیقت به دست ناپلئون برای مقابله با هجوم ارتش بریتانیا ساخته شده است، آشنا شوید.

مقاله‌های مرتبط:

یکی از راه‌های محبوب دیدن شهر زیبای بروخه در کشور بلژیک، سوار شدن بر قایق‌های کروز در کانال‌های بیشمار شهر است. مرکز تاریخی شهر با موقعیت استراتژیک، محاصره شده توسط کانال‌ها، به راحتی به گردشگران اجازه می‌دهد تا با یک گشت قایقی در اطراف این منطقه تاریخی به تحسین خانه‌های تاریخی زیبا و کلیساها بپردازند. خود کانال‌های شهر، بخصوص کانال سه لاینه بروخه-اسلایس (شهری در هلند) یا کانال دم (Damme Canal)، نیز ارزش بازدید دارند.

این کانال با ۱۵ کیلومتر طول، بروخه را به شهر مرزی هلندی اسلایس از طریق شهر دم (شش کیلومتری شمال شرقی بروخه)، متصل می‌کند. کانال دم به دستور ناپلئون بناپارت کنده شد و از این رو به آن کانال ناپلئون وارت (Napoleon Vaart) یا کانال ناپلئون نیز می‌گویند.

کانال دم

چشم‌انداز پانارومایی از کانال مشهور دم. عکس از کانادااستوک

هدف ناپلئون، کندن چندین کانال در امتداد ساحل بود تا ارتش فرانسه بتوانند سریع‌تر جابجا شوند و تجهیزات جنگی را سریع‌تر منتقل کنند و در همین حین با ارتش قدرتمند بریتانیا روبه‌رو نشوند.

انجام این کار در دریا به علت حضور نیروی دریایی بریتانیا در آب‌ها غیر ممکن بود. این کانال قرار بود شهر بروخه را به دهانه رود اسخلده (Scheldt) در هلند متصل کند، اما با شکست ناپلئون در نبرد واترلو، این امر هرگز محقق نشد.

نبرد واترلو در تاریخ ۱۸ ژوئن سال ۱۸۱۵ میلادی، بین قوای فرانسه و قوای ائتلاف هفتم در دشت واترلو در کشور بلژیک امروزی در گرفت. این آخرین نبرد ناپلئون بناپارت بود.

کانال دم

عکس از اریک هوی برشت/فلیکر

کمی بعد، پادشاه ویلیام اول دستور داد تا ساخت کانال بروخه-اسلایس تمام شود، اما این پروژه تا دهه ۱۸۵۰ کامل نشد. در شهر دم، این کانال از کانال لئوپلد (Leopold) و کانال شیدونک (Schipdonk) عبور می‌کند. این دو کانال در سال‌های میانی قرن نوزدهم، پس از استقلال یافتن بلژیک در سال ۱۸۳۰، برای کاهش آسیب‌پذیری شبکه کانالی بلژیک از دخالت هلندی‌ها ساخته شدند.

کانال دم

عکس از آلین رویلر/فلیکر

کانال دم تا سال ۱۹۴۰ مورد استفاده بود. در این سال، ارتش فرانسه با تخریب سیستم سیفون کانال به حمل و نقل دریایی در کانال دم، پایان داد.

امروزه در دو سمت کانال، درختان به صف کشیده، چشم‌اندازی بی‌نظیر و زیبا به وجود آورده‌اند و به جرات می‌توان گفت که این کانال، زیباترین کانال فلاندر (ناحیه‌ای در شمال بلژیک به مرکزیت بروکسل) است.


پل کیزوچاکا، پلی از جنس الیاف گیاهی بود که یادگار تمدن اینکاها است و هر ساله طی مراسمی جالب بازسازی می‌شود.

مقاله‎‌های مرتبط:

پل کیزوچاکا (Q’eswachaka) پلی ۳۶ متری است که جنسش از کابل‌های الیافی بوده و یادگاری از تمدن اینکاها است که برای مدت پنج قرن به‌طور مداوم بازسازی شده و مورد استفاده مردم محلی قرار گرفته است. این پل روی رود آپوریماک (Apurímac River) و در ارتفاعات آمریکای جنوبی، وسیله‌ی ارتباطی مردم با آن طرف رودخانه است.

هر بهار مردم از محله‌های مختلف برای جشن بازسازی این پل گرد هم می‌آیند. آن‌ها با هم کار می‌کنند، روستایی‌ها حجم زیادی از الیاف و ریسمان‌های گیاهی جمع می‌کنند. آن‌ها بیشتر از ۲۰۰ متر الیاف ضخیم که از ران یک انسان هم ضخیم‌تر هستند جمع می‌کنند و به سرعت ریسمان‌های کهنه‌ی پل را می‌برند و در این موقع شاید پل از همیشه ضعیف‌تر باشد و بعد از این مرحله، ریسمان‌های جدید را در ساختار پل جاگذاری می‌کنند. ظرف مدت سه روز، با دعا و کار سخت و همچنین طی جشنی، پل تازه جایگزین پل قدیمی می‌شود.

پل کیزوچاکا در طول پنج قرن مورد بازسازی و استفاده‌ی مردم قرار گرفته است. برای صدها سال این پل تنها راه ارتباطی مردم روستایی دو طرف رودخانه در یکی از مناطق کوهستانی پرو بوده است. مانند بسیاری از پل‌هایی که از زمان اینکاها تا به امروز باقی مانده است، این پل هم یادگاری از سیستم حمل و نقل و ارتباطی پیشرفته‌ی آن‌ها در گذشته بوده است. این پل دو جاده‌ی مهم اینکایی را به هم متصل می‌کند. طول این جاده‌ها بیش از ۱۹۰ کیلومتر است. این جاده روستاهای کوچک را به هم مرتبط کرده و همین طور از آن برای رفت و آمد سربازها و پیام‌آوران به امپراتوری استفاده می‌شده است.

پل کیزوچاکا

پیرمردی در آغاز مراسم از روی پل معلق عبور می‌کند.

خوزه باریرو (José Barreiro)، مدیر موزه‌ی ملی اسمیتسونیان سرخپوستان آمریکا (Smithsonian National Museum of the American Indian) در این باره می‌گوید:

پیشرفت سیستم حمل و نقل از نظر اینکاها بسیار مهم بود. آن‌ها اعتقاد داشتند که باید جهان را تبدیل به مکانی پیشرفته کرد و فورا بعد از جنگ و هرج و مرج به فکر ساختن و پیشرفت کردن می‌افتادند.

باریرو در مورد این پل تحقیقات زیادی انجام داده است. او ادامه می‌دهد:

ساخت این پل نتیجه‌ی کشورگشایی امپراتوری به نام کوزکو (Cuzco) بوده است. این پل در طبیعتی خشن و نامناسب، برای کارهای عمرانی ساخته شده است.

اسپانیایی‌هایی که سبب سرنگونی این امپراتوری در قرن شانزدهم میلادی شدند، تحت تاثیر مهندسی این پل قرار گرفته و از آن برای ساخت تعداد زیادی پل روی رودخانه‌ها الهام گرفتند. آن‌ها پل‌های چوبی زیادی در گذشته ساخته‌اند.

پل کیزوچاکا

الیاف گیاهی را قبل از اینکه به دور هم بپیچند در آب خیس می‌کنند. هر خانواده‌ای که در مراسم شرکت می‌کند باید بیش از صد متر الیاف جمع‌آوری کرده باشد.

پل کیزوچاکا

در این عکس خانم‌های روستایی در حال درست کردن الیاف اولیه هستند.

با گذشت زمان بسیاری از این پل‌ها خراب شدند. از تعدادی از این پل‌ها هم به‌صورت غلط استفاده شد که سبب خرابی و متروک شدن آن‌ها شد. با گسترش سیستم جاده‌سازی و حمل و نقل با خوردو در قرن بیستم بسیاری از این پل‌ها بدون استفاده رها شدند.

پل کیزوچاکا

الیاف با قدرت چندین مرد به دور هم پیچیده می‌شود تا در نهایت کابل ضخیمی حاصل شود.

پل کیزوچاکا

پل قدیمی بعد از ساخت پل جدید به داخل رودخانه رها می‌شود.

آیین و مراسم بازسازی این پل از سالیان دور بیشتر به خاطر انزوای این روستاها از جامعه‌ی مدرن امروزی همچنان دست نخورده باقی مانده است. پل کیزوچاکا وسیله‌ی ارتباطی روستاییانی با چهار زبان هوینچیری (Huinchiri)، چوپیباندا (Chaupibanda)، چوکویونا (Chaupibanda) و کولانا (Ccollana) است. علی‌رغم اینکه پلی فلزی در همین نزدیکی برای تردد خودرو‌ها ساخته شده است، مردم این منطقه ترجیح می‌دهند با پای پیاده از پل قدیمی عبور کنند.

پل کیزوچاکا

پل کیزوچاکا در سال ۲۰۱۳ میلادی به‌عنوان میراث فرهنگی در یونسکو ثبت شد.

پل کیزوچاکا

برگ‌های سبز کاکائو نقش مهمی در زندگی مردم این منطقه دارد. مردی در حین مراسم برگ کاکائو بین شرکت‌کنندگان تقسیم می‌کند.

باریرو می‌گوید:

با دیدن این پل می‌توان به تمدن پانصد ساله‌ی بشریت خیره شد. بعد از اینکه امپراتوری مدرن اینکاها نابود شد، فرهنگ مردم در همان سطح روستایی باقی ماند.

نکته‌ی اصلی مراسم بازسازی این پل در قلب واژه‌ی همکاری نهفته است. مردم طی این مراسم روحیه‌ی کار کردن با یکدیگر را در خود زنده نگاه می‌دارند. مردم روستاهای مختلف به هم ملحق شده و ضمن آشنایی با یکدیگر برای نگهداری این میراث ارزشمند بدون انتظار پرداخت هر گونه حق‌الزحمه با هم تلاش می‌کنند. آن‌ها می‌دانند که بعد از اتمام این پروژه همه به‌صورت یکسان از پل استفاده خواهند کرد.

پل کیزوچاکا

روش‌های بازسازی این پل از نسلی به نسل بعد منتقل شده و طی سال‌ها مقدار کمی عوض شده است. بازسازی با جمع‌آوری ریسمان‌های گیاهی طویل که دور هم پیچیده می‌شوند، شروع می‌شود. تمام این ریسمان‌ها دوباره به دور هم پیچیده می‌شوند و این کار بارها تکرار می‌شود تا در نهایت کابل‌ها ضخیم و مستحکمی که توانایی حمل وزن پل و بار را دارد، درست می‌شود. در آخرین مرحله، مردم برای کشیدن و جاگذاری کابل‌ها گرد هم می‌آیند.

کابل‌ها به کمک صخره‌های عظیمی که در منطقه هستند، مهار می‌شوند. روستایی‌هایی که باتجربه‌تر هستند این وظیفه را به عهده گرفته و این روند را از دو طرف و کناره‌های پل به سمت وسط پل انجام می‌دهند. آن‌ها کناره‌های پل و همین طور کف آن را با ریسمان‌ها می‌پیچند. زمانی که به میانه‌ی پل رسیدند یعنی پل جدید آماده است.

پل کیزوچاکا

باریرو می‌گوید:

موردی که در طی سال‌های اخیر در ساخت این پل عوض شده مربوط به تعداد دفعات بازسازی پل است. آن‌ها در گذشته پل را هر سه سال یکبار تعمیر می‌کردند، ولی با توجه به گسترش امکانات و همین طور علاقه‌مندی گردشگران به بازدید از این پل و جشن بازسازی آن، امروزی روستایی‌ها سالی یک بار پل را بازسازی می‌کنند. البته این موضوع مربوط به استفاده‌ی بیشتر از پل و استهلاک آن هم می‌شود که روستاییان برای بالا بردن امنیت مجبور به تعمیر زودتر پل می‌شوند.

زمانی که ساخت پل تمام شد، روستایی‌ها با برگزاری مراسمی که شامل موسیقی و عبادت است، این موفقیت را جشن می‌گیرند. 


پارک ملی دریاچه‌‌های پلیتویک یکی از جاذبه‌های طبیعی بسیار دیدنی کرواسی بوده که از ۱۶ دریاچه با رنگ‌های متنوع تشکیل شده است.

مقاله‌های مرتبط:

کرواسی یکی از جذاب‌ترین کشورهای اروپایی است که هم جاذبه‌های طبیعی وصف‌ناپذیری دارد و هم بنادر و آثار تاریخی آن هر گردشگری را به خود علاقه‌مند دارد. این کشور جنگل‌های انبوه زیادی دارد که در یکی از آن‌ها پارک ملی بسیار زیبایی به نام پارک ملی دریاچه‌‌های پلیتویک واقع شده که به ثبت یونسکو نیز رسیده است.

در این پارک ملی ۱۶ دریاچه که در ارتفاعات مختلفی قرار گرفته‌اند و با آبشارها و رودخانه به یکدیگر متصل شده‌اند، هر انسانی را مدهوش می‌کنند. رنگ این دریاچه به دلیل وجود مقادیر زیادی از مواد معدنی در آب آن‌ها، سبز، آبی فیروزه‌ای و خاکستری دیده می‌شوند. 

پارک ملی دریاچه‌‌های پلیتویک

منظره آبشارهای این پارک ملی که دریاچه‌ها را به یکدیگر متصل کرده‌اند، نیز واقعا محسورکننده است و حتی می‌توانید ساعت‌ها غرق در تماشای آن‌ها شوید. در مقابل آبشارها پلی ایجاد شده است که می‌توانید از روی آن‌ نهایت لذت را از منظره آن‌ها ببرید.

پارک ملی دریاچه‌‌های پلیتویک

در پارک ملی دریاچه‌‌های پلیتویک سدهای طبیعی تشکیل شده از سنگ‌های تراورتن که مرز بین دریاچه‌ها هستند، نیز منظره منحصر‌به‌فردی خلق کرده‌اند. در زمستان نیز می‌توانید شاهد آبشارهای یخ‌زده این پارک ملی باشید که واقعا یکی از شگفت‌انگز‌ترین آثار هنری طبیعت است.

پارک ملی دریاچه‌‌های پلیتویک

توصیه می‌کنیم قایق‌سواری و پیاده‌روی در مسیرهای ایجاد شده را از دست ندهید. همچنین می‌توانید از سرویس ویژه نیز برای جابه‌جایی در این پارک استفاده کنید. شما تنها با دو ساعت رانندگی از زاگرب، پایتخت کرواسی می‌توانید به این بهشت زمینی برسید و در آرامش بی‌نظیر آن لذت ببرید.

پارک ملی دریاچه‌‌های پلیتویک

در ادامه شما را به تماشای ویدیویی بسیار زیبا از پارک ملی دریاچه‌‌های پلیتویک که با استفاده از پهپاد ضبط شده است، دعوت می‌کنیم.

دانلود ویدیو

 

از سنگ قبرها چه می‌توان آموخت؟

بدون دیدگاه


سنگ قبرها حرف می‌زنند و مخاطب‌شان هم مشخص است. آن‌ها با جملات کوتاه‌شان از ارزش‌ها و باورهای درگذشتگان می‌گویند.

مقاله‌های مرتبط:

نوشته‌های روی سنگ قبر، جدا از قالب‌های «نام، تاریخ تولد و مرگ»، یادداشتی ماندنی هستند که شخص مدفون شده در زیر آن هیچ کنترلی روی آن‌ها ندارد. با آنکه این نوشته‌ها گاه می‌توانند گمراه‌کننده و مبهم باشند، اما همچنین منبعی مهم و داده‌ای ارزشمند برای مطالعات زبان‌شناسان به حساب می‌آیند.

زبان‌شناسان دنیا به گورستان‌ها می‌روند، تا آنجا که می‌توانند به‌طور دقیق نوشته‌های سنگ قبرها را ثبت می‌کنند، آن‌ها را با داده‌های تاریخی مقایسه کرده و سعی می‌کنند با استفاده از آن‌ها به بیشتر پرسش‌های بنیادین تاریخی پاسخ دهند. این مردم که بودند و جامعه‌شان چگونه بود؟ چه چیزی برایشان مهم بود؟

قبل از اینکه برویم سراغ سنگ قبرها، باید متذکر شد که این مقاله روی سنگ قبرهای غرب اروپا و شمال آمریکا متمرکز است. سنت‌های سنگ قبر نویسی دنیا آنقدر متنوع هستند که نمی‌توان همه را در یک مقاله جا داد؛ حتی در سطح قاره هم کار بزرگی است. برخی حتی موضوع‌شان را به بررسی سنگ قبرهای یک شهر محدود می‌کنند.

سنگ قبر

الیس سیرنیا (Elise Ciregna)، استاد مطالعات ادیان و مقابر در دانشگاه هاروارد، می‌گوید از زمانی که انسان توانست روی سنگ نقش حک کند اینگونه سنگ قبرها وجود داشته‌اند. اما سنگ قبرهای دقیق‌تر و جزئی‌تری که امروزه می‌بینیم (که عبارت‌هایی از کتاب مقدس، شعر یا توصیف زندگی فرد مدفون دارند) از قرن ۱۷ میلادی شروع شدند.

از قرن ۱۷ قطعاتی از شعر یا متون مقدس بر سنگ قبرها نوشته شدند

نکته‌ی کلیدی نوشته‌های سنگ قبرها این است که آن‌ها نه برای مرده بلکه برای زنده‌ها نوشته شده‌اند و حتی به صورت دقیق‌تر می‌توان گفت آن‌ها به زنده‌ها یادآوری می‌کنند که شما عضوی از جامعه‌ای با عقاید و فرهنگی خاص هستید. سنگ‌ قبرها لزوما حاوی اطلاعات چندانی درباره‌ی زندگی فرد درگذشته نیستند، اما در عوض سرشار از نشانه‌ها و نمادهای جامعه‌ای هستند که فرد به آن تعلق داشته و می‌توان فهمید چه چیزهایی برایشان ارزش بوده است.

سنگ قبر

نقش برجسته‌ی مرمر بر روی قبر، یونان، ۳۵۰ – ۳۰۰ ق.م، صحنه‌ خداحافظی

در شمال شرق آمریکا، مجموعه قبرهایی وجود دارد که از روی قراردادهای زبانی روی سنگ‌شان، که به قرن ۱۷ برمی‌گردد، می‌توان فهمید به مکتب کالوینیسم تعلق دارند. کالوینیسم یکی از شاخه‌های مذهب پروتستان بود که در آن می‌گفتند مؤمنان نیازی به کشیش ندارند و هر کسی می‌تواند گناهان را ببخشد. سنگ قبرها خیلی غم‌انگیز و سرراست هستند؛ در خیلی از آن‌ها نمونه‌هایی اینچنینی می‌بینید که نوشته: «اینجا الیزابت، همسر ویلیام پابودی، خوابیده که در ۳۱ می سال ۱۷۱۷ در سن ۹۴سالگی درگذشت».

از روی عبارات کوتاه سنگ نوشته‌ها می‌توان به ارزش‌های درگذشتگان پی برد

اما از همین یک جمله هم می‌توان اطلاعات نابی به دست آورد. اینکه در نوشته‌ها نام مردی و نوع رابطه‌ی زن با او ثبت شده نکته‌ی قابل توجهی است. «همسر»، «بیوه»، «دختر» و …؛ این دسته از اطلاعات برایشان خیلی مهم بود که اهمیت نسبت زنان با مردان دیگر در آن زمان را می‌رساند.

سنگ قبر

نگاه خانواده به سنگ قبر

نوشته‌ها در قرن نوزدهم هم ظریف‌تر می‌شوند و هم لحنشان عوض می‌شود. آن حالت غم‌انگیز متن‌ها کمتر و بیشتر با مضامین مثبت نوشته می‌شوند؛ مثلاً بر یکی از آن‌ها نوشته: «او نمرده بلکه خوابیده است». بر سنگ قبری دیگر، فردی برای مادرش چنین نوشته است: «برای او نه اشک بریزید، نه بیهوده افسوس بخورید. الماسی که درون این تابوت قرار گرفته هنوز می‌درخشد».

از قرن ۱۹ لحن نوشته‌های سنگ قبرها مثبت‌ شد

تغییر در لحن نوشته‌ها البته به تغییر در گرایش مذهبی مردم شمال شرق آمریکا در آن زمان ربط دارد؛ آن‌ها از مکتب کالوینیسم به دیگر شکل‌های مذهب پروتستان تغییر گرایش دادند. اما جدا از آن، سرنخ‌های دیگری نیز از حکاکی‌ها به دست می‌آید؛ مثلاً روی قبر تاجران موفق، دسته‌ای از شاخه‌های گندم حکاکی می‌کردند. شاخه درختی شکسته یا ستونی شکسته به این معنا بود که شخص خیلی زود از دنیا رفته است.

سنگ قبر

سنگ قبر شکسپیر

جمجمه و دو استخوان که به صورت ضربدری هم دیگر را قطع کرده‌اند به این معنی نبود که طرف دزد دریایی بوده؛ بلکه نمادی از این بود که همه می‌میرند و مرگ جزئی از زندگی است. البته سنگ‌ قبرهایی که حاوی مضامین نژادپرستانه هستند نیز دیده می‌شوند. در جای جای قبرستان می‌توانید ستون‌هایی ببینید که متعلق به فرد سیاه‌پوست بوده و رویش نوشته: «در زندگی‌اش سیاه بود اما پس از مرگ به جامعه‌ی سفید وارد خواهد شد».

نماد جمجمه و استخوان ضربدری به معنای دزد دریایی نیست، بلکه یعنی همه می‌میرند و مرگ جزوی از زندگی است

از بین سنگ نوشته‌ها، بعضی تنها یک نام در بر دارند؛ مثلا: توماس بیل. گویا توماس بیل زمانی تاجری موفق بوده که خیلی از دارایی‌هایش را از دست داد. روزی او ناپدید شد و چند هفته بعد جسدش را از آب گرفتند. شنیده‌ها حاکی از این بود که او خودکشی کرده است. خودکشی کردن هم در آن زمان نوعی تابو به حساب می‌آمد، به همین دلیل چیزی بر سنگ قبرش ننوشتند. با این حال، خانواده‌اش آنقدر ثروتمند بودند که آرامگاه آبرومندی برایش درست کنند.

سنگ قبر

سنگ قبری از قرن ۱۸

نقش سنگ‌تراش در نوشته‌های سنگ قبرها خیلی مهم است. سنگ‌تراشان پیش از اواخر قرن نوزده براساس تعداد حروف پول می‌گرفتند؛ به همین دلیل مدام مشتریان را تشویق می‌کردند که شعرهای طولانی بر سنگ‌ها بنویسند. آن سنگ‌تراشانی که بیشتر به کارشان وارد بودند و می‌توانستند با ظرافت بیشتری بنویسند حتی در مواردی کتابی را بر سنگ قبر جا می‌دادند.

سنگ‌تراشان پیش از اواخر قرن نوزده براساس تعداد حروف پول می‌گرفتند؛ به همین دلیل مدام مشتریان را تشویق می‌کردند که شعرهای طولانی بر سنگ‌ها بنویسند

نوشته‌های سنگ قبرها به مردمی که از آن‌ها دیدن می‌کنند، می‌آموزند که چه چیزهایی برای درگذشتگان ارزش داشته است؛ مثلا مادر خوب بودن چگونه است؟ ارزش‌های یک مادر خوب چیست؟ با نگاه کردن به اسم‌ها و صفاتی که روی سنگ قبرها هست، می‌توان شباهت‌های زیادی را میانشان پیدا کرد. یکی از نکته‌های قابل توجه در نوشته‌ها این است که اغلب جمله‌ها به زبان حال ساده هستند.

زمان حال ساده بنیادی‌ترین حالت فعل انگلیسی است: من می‌نویسم، او می‌نویسد، او نمی‌نویسد. اینگونه جمله‌ها در عین دقیق بودن آنقدر ساده هستند که به ندرت می‌توان معنایی ورای آن‌ها متصور شد. معمولاً از این جملات برای بیان حقایق، برنامه‌ها و امور روزمره استفاده می‌شده است؛ مثل جمله‌هایی نظیر «من ساعت ۹ صبح بیدار می‌شوم». زمان حال ساده زیادی ساده است؛ زیرا ماهیتا نمی‌تواند خیلی اطلاعات و نکات ظریف در خود جای بدهد.

سنگ قبر

در مقالات علمی وقتی می‌خواهند حقیقتی را بیان کنند از اینگونه جملات استفاده می‌کنند. انسان‌ها این جمله‌ها را نه فقط برای بیان حقایق علمی بلکه برای ابراز عقاید و باورهای خود نیز به کار می‌برند. همان حالت فعلی که در علم استفاده می‌شود در باور، دین و سیاست هم کاربرد دارد.

اینگونه بیانات را اصطلاحاً «جهانی‌سازی حقایق» می‌گویند. آن‌ها ساخته می‌شوند و جای هیچ بحثی باقی نمی‌گذارند. این جمله‌ها نتیجه‌ای که حقیقت پنداشته شده را بیان می‌کنند.

یک پیش‌فرض اساسی می‌گوید قبرستان برای خودی‌ها است نه دیگران

در سنگ قبرها از حرف تعریف The نیز زیاد استفاده شده است. معمولاً این حرف تعریف همراه با اسمی می‌آید که قبلا معرفی شده است. اما در سنگ نوشته‌ها از این حرف تعریف بدون معرفی پیشینی استفاده می‌شود. این بدین معنی است که خواننده‌ی سنگ نوشته، هر کسی که باشد، عضوی از آن جامعه‌ و آشنا به ارزش‌های آن است. یک پیش‌فرض اساسی می‌گوید قبرستان برای خودی‌ها است نه دیگران.

سنگ قبر

زبان‌شناسی سنگ قبرها گاهی پیچیده و مبهم هستند. چقدر می‌توان به صحت آن بیانات اعتماد کرد؟ خصوصا وقتی هیچ‌کدام از سنگ‌قبرها بدی فرد درگذشته را نمی‌گویند. با این حال نمی‌توان انکار کرد که اطلاعات تاریخی زیادی میان آن‌ها وجود دارد. شاید برخی از آن‌ها مبهم باشند اما قابلیت تحلیل و بازیابی حقایق تاریخی را دارند.

حقایق جالب در مورد دریای مرده

بدون دیدگاه


دریای مرده یکی از شورترین پیکره‌های آبی موجود روی کره‌ی زمین است که همین نمک زیاد سبب به وجود آمدن ویژگی‌های عجیبی در این منطقه شده است.

مقاله‌های مرتبط:

تعداد کمی دریا در جهان وجود دارد که به اندازه‌ی دریای مرده دارای اهمیت تاریخی، جغرافیایی و مذهبی باشند. مصریان باستان، یهودیان قدیم و مسلمانان دریای مرده را در نقشه‌های خود نشان می‌دادند. این دریا منطقه‌ی سلامت بوده و به داشتن درمان‌های آبی نیز شهرت دارد به همین دلیل گردشگران برای رفتن به سواحل این دریا بسیار مشتاق هستند. در ادامه حقایق جالبی در مورد دریای مرده را بررسی خواهیم کرد.

۱. به این دریا، به خاطر درصد بالای نمک محلول در آن دریای مرده (Dead sea) گفته می‌شود. درصد بالای نمک حل شده در آب دریا، امکان حیات انواع گیاهان، ماهی‌ها و حتی موجودات دیگر را در این ناحیه کم کرده است. البته موجودات زنده‌ی کوچک‌تری مانند باکتری‌ها در اعماق دریا زندگی می‌کنند.

۲. دریای مرده واقعا یک دریا نیست. دریای مرده در واقع دریاچه‌ای شور است که از  آب رودخانه‌ی اردن تغذیه می‌کند. تمام آب رود در این دریاچه باقی می‌ماند و دریاچه به رودخانه یا دریا و اقیانوس دیگری متصل نیست.

۳. دریای مرده ۹٫۶ برابر اقیانوس شورتر است. این دریا به قدری شور است که یک قطره از آن به اندازه‌ی یک سطل آب اقیانوس نمک دارد. با وجود اینکه آب رود اردن به آن می‌ریزد و چون آب رودخانه راهی به جز دریای مرده ندارد، آنقدر در آنجا می‌ماند تا تبخیر شود.

دریای مرده

۴. سنگ‌های ساحل پوشیده از نمک هستند. به ر استی چرا این دریا به این قدر شور است؟ پاسخ در آب باران نهفته است. آب باران این منطقه حاوی کربن منو اکسید است که با آب ترکیب می‌شود. به مرور زمان این آب اسیدی صخره‌ها را حل کرده و به یون‌های سدیم و کلراید تبدیل می‌کند که در واقع همان نمک هستند.

۵. این دریا پایین‌ترین تراز کره‌ی زمین را به خود اختصاص داده است. ارتفاع دریای مرده از سطح اقیانوس‌های آزاد ۴۲۰ متر پایین‌تر است.

۶. این منطقه آب و هوای خاصی دارد. با توجه به محصور شدن توسط کویر، این منطقه ۳۳۰ روز از سال هوای آفتابی با رطوبت کم و باران بسیار کم دارد. دمای هوا در این منطقه بین ۱۶ تا ۳۷ درجه‌ی سانتیگراد است. موردی که باعث خاص بودن این منطقه می‌شود این است که می‌توان ساعت‌ها در این حوالی آفتاب گرفت بدون اینکه دچار سوختگی شد زیرا سه لایه‌ی طبیعی در مقابل اشعه‌ی UV در این منطقه وجود دارد.

۷. نمک زیاد حل شده در آب باعث می‌شود که راحت‌تر بتوان شنا کرد. برای کسانی که شنا را خوب بلد نیستند این دریا گزینه‌ی خوبی برای شنا خواهد بود زیرا نمک محلول در آب سبب غوطه‌وری آنها خواهد شد.

دریای مرده

۸. با توجه به غلظت بالای نمک در منطقه از جهتی شنا کردن دشوار بوده و شناگران روی آب غوطه‌ور می‌شوند. این دریا یکی از خطرناک‌ترین دریاها شناخته شده است زیرا بدون زحمت روی آب می‌مانید ولی قادر به حرکت در آب و شنا نخواهید بود. اگر مقدار زیادی از آب این دریا را ببلعید ممکن است سیستم کلیه‌های شما مختل شده و با نمک زیاد مسموم شوید.

۹. دریای مرده، عمیق‌ترین دریای شور جهان است. در عمیق‌ترین محل، عمق آب به ۷۰۰ متر می‌رسد.

۱۰. میلیون‌ها سال بعد از اینکه دریای سوریه خشک شد و رسوبات زیادی از آن به جا ماند، خاک رس و این رسوبات با آب باران به این محل منتقل شده و دریای مرده را تشکیل دادند.

۱۱. همان طور که می‌دانیم مصریان باستان مرده‌ها را مومیایی می‌کردند یکی از موادی که آنها برای مومیایی کردن استفاده می‌کردند آسفالت بود. دریای مرده به صورت طبیعی آسفالت تولید می‌کند و آنها برای برداشت آسفالت به این منطقه می‌آمدند.

دریای مرده

۱۲. در تاریخ اسلام این منطقه محل زندگی قوم لوت بوده است که به خاطر رفتارهای غیراخلاقانه‌ی آنها مورد غضب خداوند قرار گرفتند. خداوند شهر آنها را وارونه کرد و سپس به سر آنها سنگ بارید که در نتیجه دریای مرده به وجود آمد. لوت پیغام خداوند را شنیده و موعظه شد و همسر او که ایمان نیاورد تبدیل به سنگی نمکی شد.

۱۳. در انجیل آمده است که روزی آب دریای مرده آزاد خواهد شد. طبق مطالعه‌ی بعضی محققان دریچه‌هایی در کف دریا به وجود آمده است که بعضی این نشانه‌ها را به نشانه‌های قیامت مرتبط کرده‌اند.

۱۴. حدود ۴۰ سال قبل از میلاد مسیح هرود بزرگ (Herod the Great) در بالای کوه ماسادا (Masada) استراحتگاهی درست کرده بود. او زمانی که شرایط خطرناک می‌شد به این محل پناه می‌آورد. زمانی که یهودیان این محل را غارت کردند مقدار زیادی غنایم به دست آوردند.

دریای مرده

۱۵. زمانی که حضرت داوود از دست شاه اسرائیل یعنی شاول (Saul) فرار می‌کرد به این محل آمد. در کتاب ساموئل (Samuel) آمده است که او در منطقه‌ی این گدی (Ein Gedi) که در نزدیکی دریای مرده بود سکونت گزید.

۱۶. هوای این محل اکسیژن زیادی دارد و این موضوع باعث شده که بسیاری از این محل برای استراحت استفاده کنند.

۱۷. یونانیان باستان دریای مرده را دریای آسفالتیت می‌نامیدند و به آسفالتی که توسط دریا درست می‌شد بیشتر از نمک آن اهمیت می‌دادند. این نام در زمان گذشته بسیار رایج بوده است.

۱۸. از زمان‌های گذشته مردم باور داشتند که این منطقه برای سلامتی بسیار مفید است. از آن زمان،  این محل برای دانشمندان تبدیل به بهشتی برای تحقیق روی سلامتی انسان شده است. مطالعاتی که در این محل انجام می‌شود بیشتر مربوط به سلامت پوست است.

۱۹. از نمک و لجن دریا به منظور درمان بیماری‌های پوستی استفاده می‌شود. مراکز سلامتی که در این منطقه احداث شده‌اند امکان استفاده از این شرایط را مهیا کرده‌اند.

۲۰. از آب دریای مرده، برای تهیه‌ی پتاس استفاده می‌شود که امروزه قیمت بسیار بالایی دارد.

۲۱. در سال ۱۹۴۷ میلادی، چوپانی که در نزدیکی دریا قدم می‌زد، گنجینه‌ای ارزشمند از صدها نسخه‌ی دست نخورده یافت که بعضی از این نسخه‌ها مربوط به انجیل بودند. این نسخه‌ها کمک کرد تا اطلاعات تاریخی مذهبی تکمیل شود.

۲۲. مارک تویان (Mark Twain) در کتاب خود به نام سفر بی‌گناه (The Innocents Abroad) در مورد بازدید خود از دریای مرده نوشته است:

سکوتی مرگبار بر این منطقه حاکم است که باعث افسردگی روح می‌شود. این سکوت شبیه به سکوت مراسم خاکسپاری یا مرگ است.

مشخص است که مارک تواین این دریا را زیاد دوست نداشته است.

دریای مرده

۲۳. برای رسیدن به این منطقه باید از جاده‌ای استفاده کرد که از اسرائیل عبور می‌کند. این جاده بسیار خطرناک بوده و سالانه حوادث زیادی در آن اتفاق می‌افتد.

۲۴. دریای مرده به در حد خطرناکی خشک شده است و پیش‌بینی شده که اگر این روند ادامه پیدا کند احتمال خشکی کامل دریا تا ۵۰ سال آینده وجود دارد. برنامه‌هایی بین اردن و اسرائیل برای انتقال آب به این حوضه وجود دارد.


موسیقی با فرهنگ و معماری شهری ارتباطی جدایی ناپذیر دارد. در دنیا شهرهایی هستند که موسیقی بیش از هر چیزی در روند شکل‌گیری آن‌ها شکل داشته است و به مهدی برای ظهور گروه‌ها و خواننده‌های معروف تبدیل شده‌‌اند.

از لالایی‌های کودکانه گرفته تا آهنگ ویژه‌ی مراسم تدفین، موسیقی در همه‌ی جوانب زندگی‌مان حضور دارد و باعث یادآوری برخی خاطرات یا باعث برقراری ارتباط ذهنی با موضوعی می‌شود. موسیقی در ما حس حماسی و مقاومت ایجاد و احساس خوبی منتقل می‌کند. برخی حتی اعتقاد دارند موسیقی یکی از معدود چیزهایی است که حس انسانیت را در انسان ایجاد می‌کند. 

مقاله‌های مرتبط:

ساده‌ترین رابطه موسیقی و معماری، که اتفاقا اغلب از آن سخن به میان می‌آید، شباهت‌ها، فصل‌های مشترک و اصطلاحات مشابه موسیقی و معماری است. برای مثال می‌گویند چون موسیقی دارای ریتم و ضرب آهنگ است و معماری هم از آن‌ها بهره می‌گیرد، پس از موسیقی بهره برده است. ولی موضوع به این سادگی و پیش پاافتادگی نیست. مسئله خیلی عمیق‌تر و ریشه‌ا‌ی ا‌ست. درک بصری از اصوات و امواج محیط پیرامون و طبیعت، در آفریدن هر دو نقش دارند. اگر از این زاویه به موضوع نگاه کنیم، حتی به این نتیجه می‌رسیم که بیشتر، موسیقی از معماری بهره برده است.

معماری با اقلیم و اکوسیستم درگیر است و موسیقی با هر دو. برای پی بردن به این راز باید به تاریخ موسیقی نگاهی موشکافانه و دقیق داشت. این که موسیقی فلان منطقه در چه دوره‌ای از تاریخ و چگونه شکل گرفته است؟ آب‌و‌هوا، شرایط اقتصادی و اجتماعی، تکنولوژی روز، دین و باورها، سنت و حکومت‌ها، نوع روابط و خیلی از مواردی که نهایتا به ایجاد فرهنگ می‌رسند، هر کدام جداگانه بر معماری و بالاخره موسیقی تاثیر مستقیم و غیرمستقیم داشته‌اند. مسئله جالب اینجا است که اگر یک موسیقی فولکلور را روی کاغذ بیاوریم و توسط خطوطی نُت‌ها را به یکدیگر وصل کنیم، به‌صورت اتفاقی و شاید عمدی، برجستگی‌ها و پستی‌های این خطوط، با خط آسمان آن منطقه شباهت‌هایی دارد. احتمالا ابتدا موسیقی از اقلیم و سپس معماری از هر دو تاثیر گرفته است.

شهر موسیقی

برای مثال موسیقی بودایی‌هایی که در فراز قله‌های چین و میان انبوهی از درختان آن را خلق کرده‌اند و امروز حتی به‌عنوان موسیقی آرامش‌بخش (‏relaxation‏) از آن‌ها استفاده می‌شود، به نوعی به وزش باد یا ابری که میان دره‌ها حرکت می‌کند، شباهت دارد. چشمان خود را ببندید و تصور کنید در قله‌ای از کوه‌هایی که با انبوهی از درختان پوشیده شده است، نشسته‌اید. جلوی چشم خود دره‌هایی می‌بینید که در هم پیچیده شده‌اند. یک مه لطیف و رویایی چندین متر زیر پای شما، در پیچ‌و‌خم دره‌ها جا خوش کرده است و نسیمی ملایم می‌وزد. در واقع شما روی ابرها راه می‌روید! صدای پرندگانی را می‌شنوید که با صدای باد هم‌نوایی می‌کنند. ناگهان صدای برخورد قطرات باران را روی برگ‌ها را احساس می‌کنید. این صحنه واقعی است و در موسیقی بودایی از آن استفاده شده است. فلوت چینی صدای همان بلبل یا پرندگان است. باد اصوات کششی زیرصدا، قطرات باران ریتم‌ها و ضرب آهنگ‌ها را تشکیل می‌دهند. وقتی به این موسیقی گوش می‌دهید، حتی اگر در مترو باشید و چشمان خود را ببندید احساس می‌کنید در آن فضا هستید.

شهر موسیقی

به گوشه دیگری می‌رویم، سرتان را بالا بگیرید، تا چشم کار می‌کند آسمان خراش می‌بینید. حالا جلوی خود را نگاه کنید، صفی طولانی از ماشین‌ها را می‌بینید که در ترافیک گیر کرده‌اند و بوق می‌زنند. چند نفر پایین برج کنار شما در رفت‌وآمد هستند. شانه شما بین جمعیت گیر می‌کند و همه به شما تنه می‌زنند و بی‌تفاوت از کنارتان رد می‌شوند. اینجا جایی مثل شیکاگو یا نیویورک است. شما در این صحنه موسیقی متال در ذهن‌تان پخش می‌شود. این سبک از موسیقی اصلا برای اعتراض و بیان همین نابسامانی‌ها و نا‌امنی‌ها بوجود آمده است. اغلب وارد مسائل فلسفی می‌شود و از حماسه نیز روایت می‌کند. می‌بینید فرهنگ، معماری و اقلیم چگونه روی موسیقی دنیا و حتی موسیقی‌های یک کلان‌شهر تاثیر گذاشته است؟ 

در طول تاریخ موسیقی و معماری تاثیرات زیادی روی یکدیگر گذاشته‌اند

زمانی که در اروپا فیلسوفانی زیبایی‌شناسی را با معادلات ریاضی بررسی و سلیقه انسان‌ها را با اعداد اندازه‌گیری می‌کردند، معماری و موسیقی کلاسیک بسیار زیبا با یکدیگر خلق شدند. حتی امروزه اگر بخواهیم برای یک بنای کلاسیک موسیقی انتخاب کنیم، بی‌شک قطعات کلاسیک می‌توانند شکوه و عظمت آن بنا را بیان و شاید دو چندان کنند. مثلا برای نشان دادن شکوه و عظمت بناها در برنامه‌های مستند، دیده می‌شود از آثار کلاسیک استفاده می‌کنند. برای همین موسیقی تاثیر نامحسوس ولی غیر قابل انکاری روی معماری و بافت شهری دارد. در دنیا شهرهایی وجود دارند که بر اساس موسیقی خود طراحی شده‌اند. نظم شهری، رفت‌و‌آمد آدم‌ها، ترافیک ماشین‌‌ها و سایر موارد با طور ناخواسته بر اساس ذات موسیقی مردم آن شهر شکل گرفته‌اند. معروف‌ترین شهرهایی که موسیقی تاثیری باور نکردنی در شکل گرفتن آن‌ها داشته است، همچنین به خاطر همین رابطه،‌ موسیقی در این شهرها زنده است و در گوشه  و کنار آن‌ها می‌توان از نواهای مختلفی لذت برد. 

موضوعی که باید به آن توجه کرد، این است که معماری شهری می‌تواند درک بصری، تخیل، تجسم و فضاسازی از آثار موسیقی باشد. گاهی از معمار خواسته می‌شود تا برای یک قطعه موسیقی، معماری کند یا دکوری بسازد. این نمونه اغلب در طراحی صحنه استفاده می‌شود. گاهی یک موسیقی یا یک اثر می‌تواند الهام‌بخش ایده یا آغاز یک طراحی باشد. 

شهر موسیقی

در سال ۱۹۷۵، شورای بین‌المللی یونسکو، اولین روز اکتبر را به‌عنوان روز جهانی موسیقی برای جشن‌های پایدار و تشویق صلح و دوستی میان ملت‌ها و به‌عنوان هدف گردشگری اعلام کرد. بنابراین در حالی که گلچین کردن تنها تعداد معدودی از شهرهای موسیقیایی جهان به‌عنوان مقاصد توریستی-موسیقیایی ممکن است کار سختی باشد، اما در اینجا قصد داریم برخی شهرهای مشهور به لحاظ هم اجرای موسیقی‌های زنده و هم تأثیری که بر موسیقی در سراسر جهان داشته‌اند را معرفی کنیم.

آستین (در آمریکا)

آستین

کریس ریچاردز، منتقد موسیقی روزنامه واشنگتن پست درباره آستین در کشور آمریکا می‌نویسد:

اعتبار آستین به‌عنوان یکی از مراکز موسیقیایی، دروغ نیست.

چنانچه «تبسم صیدیقی» (Tabassum Siddiqui) روزنامه‌نگار حوزه‌ی موسیقی نیز می‌گوید:

«آستین مرکزی برای موسیقی ملی آمریکایی، موسیقی قومیتی، کانتری، و موسیقی هیپ‌پاپ است و هنر خود را در برگزاری فستیوال «اِس.ایکس.اِس.دبلیو» ( SXSW فستیوال سالانه، موسیقی، فیلم و رسانه) و جشنواره «آستین سیتی لیمیتس» (Austin City Limits) دو غول بزرگ فستیوال‌های چندگانه، به رخ می‌کشد»

هر دوی این فستیوال‌ها نقاط مشترکی دارند که عبارتند از حضور افراد سرشناسی مانند پائول مک‌کارنتی (Paul McCartney) و فروش صدها هزار بلیط. 

کنسرت‌های موسیقی در شهر آستین شهرت جهانی دارند

ریچاردز همچنین به جشنواره سایه‌ها که در حاشیه‌ی مراسم بزرگ این شهر برگزار می‌شود، اشاره می‌کند و در این باره می‌گوید:

قابلیت‌های زیست محیطی آستین، باعث ایجاد انواع فعالیت‌ها می‌شود.

برای استفاده از سایر جاذبه‌های این شهر، افسانه‌ی اسب سفید را مطالعه کنید و به تئاتر «مودی» (Moody) بروید. از دیگر شهرهای بزرگ موسیقیایی آمریکای شمالی می‌توان به این موارد اشاره کرد: نئواورلئان، تورنتو و هاوانا.

لیسبون در یک نگاه – کجارو

بدون دیدگاه


لیسبون در کشور پرتغال قرار دارد و به‌لطف تاریخ و فرهنگ غنی، طبیعت زیبا، قدمت طولانی و جاذبه‌های متعدد جزو پرطرفدارترین مقاصد گردشگری اروپا و دنیا به شمار می‌رود.

مقاله‌های مرتبط:

لیسبون، پایتخت و بزرگ‌ترین شهر پرتغال و نیز مرکز ناحیه‌ی لیسبون است. این شهر که شهری مدرن و مبتنی بر اصول شهرسازی محسوب می‌شود، وسعتی برابر با ۱۰۰/۰۵ کیلومترمربع دارد و حدود ۳,۳۴۰,۷۱۸ نفر ساکن آن هستند که از این تعداد ۵۰۴,۷۱۸ نفر در مرکز شهر و حدود ۲,۸۰۰,۰۰۰ نفر در پیرامون آن ساکن شده‌اند. کشور پرتغال، دین رسمی ندارد، هرچند که دین مسیحیت به‌خصوص کاتولیک، بیشترین پیروان را دارد. زبان رسمی مردم، پرتغالی است؛ هرچند که اکثریت مردم به انگلیسی نیز مسلط هستند. این شهر در غرب کشور پرتغال و در ساحل شرقی اقیانوس اطلس قرار گرفته است و رودخانه‌ی تاقوس از داخل آن می‌گذرد.

لیسبون

لیسبون با توجه به قدمت طولانی در طول تاریخ، جاذبه‌های تاریخی بسیاری دارد و علاوه‌بر آن، موقعیت جغرافیایی آن، جاذبه‌های طبیعی دیدنی را در این شهر به وجود آورده است. مجموع این عوامل در کنار فرهنگ مردم منطقه، لیسبون را به یکی از مقاصد گردشگری قاره‌ی سبز تبدیل کرده است. جالب است بدانید لیسبون از قدیمی‌ترین شهرها در غرب اروپا به شمار می‌رود؛ به‌طوری که قدمت آن از شهرهایی مانند روم و پاریس نیز بیشتر است و در واقع پس از آتن، لیسبون دومین شهر قدیمی اروپا محسوب می‌شود. قدمت زندگی بشر در منطقه‌ی امروزی شهر لیسبون به قرن ۷ پیش از میلاد بازمی‌گردد.

لیسبون از ۲۰۵ سال پیش از میلاد تحت حاکمیت امپراتوری روم بود. ژولیوس سزار این شهر را «شهر فراخوانده» نام نهاد و در تقویم جولیا نام آن را «اولیس سیپو» نوشتند. از سده‌ی پنجم تا هشتم پس از میلاد، قبیله‌ای آلمانی‌تبار، لیسبون و نواحی پیرامونی آن را تحت سلطه‌ی خود درآورد تا این‌که در سال ۱۱۴۷ کشورهای شرکت‌کننده در جنگ‌های صلیبی، این شهر را به‌عنوان شهری مسیحی فتح کردند. پس از فتح لیسبون به‌دست مسیحیان، این شهر ثروت زیادی به‌دست آورد و به‌عنوان قطب اقتصادی و فرهنگی پرتغال شناخته شد.

لیسبون

برای نام این شهر نظریه‌های متفاوتی مطرح است که یکی از قوی‌ترین نظریه‌ها به نام اصلی و لاتین آن برمی‌گردد. «لیسبون» از واژه‌ی «آلیس اوبو» (Allis Ubbo) برگرفته شده که به معنی «بندرگاه امن» است. بیشترین ثروت کشور پرتغال در این شهر قرار داشته و ۴۵ درصد از تولیدات کل کشور به لیسبون اختصاص دارد. علاوه‌بر‌این، شهر لیسبون قطب سیاسی پرتغال بوده و دولت این کشور در این شهر مستقر شده‌ است.

مسابقات ماراتن لیسبون که هر ساله در ماه مارس در این شهر برگزار می‌شود، یکی از بزرگ‌ترین رویدادهای ورزشی در جهان به شمار می‌رود. نماد شهر لیسبون را «کلاغ» می‌دانند و منظور دو کلاغی است که در زمان باستان، روحانی مقدس منطقه را در سفر به این شهر همراهی می‌کردند. یکی از ویژگی‌های لیسبون، محبوبیت هنرهای خیابانی نزد مردم آن است و در بسیاری از در و دیوارهای کوتاه و بلند این شهر آثار هنری و گرافیتی‌های چشم‌نوازی دیده می‌شود.

لیسبون

لیسبون از آب و هوای مدیترانه‌ای، با تابستان‌های گرم و زمستان‌های معتدل بهره می‌برد و میانگین دمای این شهر در روزهای سرد سال ۱۳ در جه و در روزهای گرم سال ۲۶ درجه است. تابستان‌های لیسبون، بهترین زمان سفر برای گذراندن تعطیلات در این کشور محسوب می‌شود. این شهر نسبت به سایر پایتخت‌های اروپایی مقصدی مقرون به صرفه است؛ از اینرو، گردشگران تمایل بسیاری برای سفر به لیسبون دارند.

از دیدنی های لیسبون می‌توان به اقیانوس آرام لیسبون (Lisbon Oceanarium)، باغ گیاه‌شناسی لیسبون (Jardim Botânico)، کلیسای جامع لسیبون (Lisbon Cathedral)، آسانسور سانتا جاستا (Santa Justa)، تله‌کابین لیسبون (Telecabine Lisbon)، بنای یادبود عصر کاوش (Monument to the Discoveries)، برج بلم (Belem Tower)، موزه ملی باستان شناسی (Museu Nacional de Arqueologia)، قلعه سنت جورج و صومعه جیرونیموس (Jeronimos monastery) اشاره کرد که نباید در تور لیسبون از دست بدهید.

در سفر به شهر لیسبون می‌توانید محصولات چوب پنبه‌ای، محصولات پشمی، صابون‌های معطر، دسرها و شیرینی‌های پرتغالی، پنیر پرتغال، نقاشی روی کاشی و اشیای سفالی و سرامیکی، روغن زیتون و صنایع دستی مدرن به‌عنوان سوغاتی تهیه کنید.

 

 

گالری عکس‌های لیسبون پرتغال

دانلود آهنگ علیرضا روزگار آشفته حالی

  • دسته‌بندی نشده
  • نوامبر 9, 2018
بدون دیدگاه

دانلود آهنگ علیرضا روزگار به نام آشفته حالی

در این پست می توانید آهنگ علیرضا روزگار آشفته حالی را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود آهنگ علیرضا روزگار آشفته حالی

Download New Song By Alireza Roozegar Called Ashofte Hali

خوانندهنام آهنگموزیکدسته بندی
علیرضا روزگارآشفته حالیعلی تجویدیآهنگ عاشقانه

 

نوشته دانلود آهنگ علیرضا روزگار آشفته حالی اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.

آخرین دیدگاه‌ها